رهگذر خسته
دیروز ما زندگی را به بازی گرفته بودیم، امروز او ما را به بازی گرفته... اما فردا چه خواهد شد؟
خيلي وقت بود كه تصميم داشتم عوض بشم.تصميم داشتم نگاهمو به زندگي تغيير بدم.ميخواستم بشم محمدرضا 8 سال پيش.محمدرضايي كه هميشه شاد بود.دوران طلايي راهنمايي و دبيرستانم و در ادامه دوران محشر دانشگاهم.يه آدم الكي خوش.يه آدمي كه خودشو محدود به روياهاي بيخود نميكرد.آدمي كه در زمان حال زندگي ميكرد و غصه گذشته رو نميخورد و نگران آينده نبود.ميخواستم اينجور بشم اما نميتونستم.نميدونم ميترسيدم از تغيير.ميترسيدم از بازگشت به گذشته.اما الان ديگه ترس رو گذاشتم كنار و از همين لحظه اعلام ميكنم كه عوض شدم!!! چند دوره عجيب توي زندگيه من هست كه به عنوان يه تجربه ازشون ياد ميكنم.كاري به غلط يا درست بودن ، تلخ يا شيرين بودن ، خوب يا بد بودن اين تجربه ها ندارم اما ميخوام پاكشون كنم!اگه ميگم پاك يعني اينكه بيخيالشون بشم و ديگه با روياهاش زندگي نكنم نه اينكه فراموششون كنم چون فراموش نميشه. آدمي هستم كه روابط اجتماعيم بد نيست احساس ميكنم الان خيلي شادتر از چند لحظه پيشم هستم! جديدا فهميدم خيلي عاشق خانواده ام اما بگم از اين 20 روزي كه نبودم!جاتون خالي 5روزشو تبريز بودم.به خوبي بارهاي قبلي نبود اما احتياج داشتم به دور بودن از شيراز.بقيشو هم به اسم درس و مشق تهران موندم و 5شنبه اومدم شيراز و اين هفته كلاس ها دودر هست و شيراز ميمونم. جمعه به زور عموم رفتيم كوه.(البته مثل اينكه يه ماهي ميشه كه برنامه كوه صبح جمعه توي فاميل راه افتاده و من اگه شيراز باشم مجبور به رفتنم يه مدتي هست كه اس ام اس زيادي در رابطه با شيرازي ها واسم مياد!كم كم دارم مشكوك ميشم كه يه جرياني پشت اين قضيه هست! پ.ن 1 : آهاي عشق آخر خودم/چرا زود فراموشت شدم ... شايد دل سپردنم به تو/يه اشتبــــاه بود كه اينجوري درگيرت شدم/تنها موندم با دل خودم ... تو كه عاشقم نبودي/پس دلت كجا بود (آهنگ جديد "عشق آخر" با صداي "حميد عسكري" كه نشون داده آلبوم جديدش متفاوت خواهد بود.) پ.ن 2 : هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست. گاهی براي رسيدن بايد نرفت. پ.ن ۳ : جریان چیست؟؟؟؟هیچگاه جسد آن هایی که ادعا میکنند برایمان میمیرند پیدا نمیشود.... پ.ن ۴ : میگویند مثل بچه آدم رفتار کن و من هنوز مانده ام بین هابیل و قابیل. پ.ن ۵ : دلم آغوش میخواهد!نه مرد ، نه زن!خدایا...زمین نمی آیی؟! پ.ن ۶ : سقوط...تاوان پریدن با بعضی هاست..... اما خارج از شوخی این روزها راحت تر گریه میکنم.اشک که میریزم میفهمم خدا خیلی دوستم داره.آخه یه جایی خوندم اشک گناه های آدمو میشوره و میبره چون آدم وقتی دلش شکسته و اشک میریزه بیشتر و راحت تر به یاد خدا میوفته. دلیل اشک ریختنم بماند چون خصوصی هست و در ادامه مطلب واسه خودم مینویسمش یکی از دلایل اشک های این روزهام ایام فاطمیه هست این هفته هم که تهران و درس و دانشگاه رو پیچوندم و شیراز بودم!کلا ترم ۲ فکر کنم سه جلسه تا حالا رفتم سر کلاس!!! این هفته هم که کلا از لحاظ فوتبالی شکست خوردم درحد لالیگا! رفیقم اس ام اس داده که : /"میازار موری که دانه کش است"/این شعر نشون میده ما ایرانی ها از قدیم یه جورایی کرم داشتیم!!! اخبار متفرقه : ـ میگن احسان علیخانی هم ممنوع التصویر شده!به خاطر حرفایی که شب عید تو برنامش زده! ـ آلبوم جدید شادمهر عقیلی هم به زودی میاد.من یکی که بی صبرانه منتظر اومدنش هستم.انصافا بهترین صدا و کارها رو داره شادمهر. پ.ن ۱ : دلهره دارم نکنه ، از من جدا شی ... کاش نیاد روزی ، به فکر من نباشی (آهنگ "دلهره" با صدای "رضا شیری" که صداش واسه من خاطره انگیزه.) پ.ن ۲ : تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یــــک کلمه است "میگذرد" ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد......!!
پ.ن ۳ : ادامه مطلب هم واسه شما نیست دوست عزیز پس نرید ادامه مطلب به جاش برین قسمت نظرات و نظر بدین!!! و بالاخره من رفتم دانشگاه! مجلس اول تولد سعيد بهترين رفيقم بود كه پنجشنبه بود و شب خوبي رو گذروندم با رفقا. مجلس دوم هم كه امشب هست و به مناسبت پايان خدمت سربازي يكي ديگه از بروبچ هست و خلاصه امشبم قراره یه شام مجانی و مفت دیگه بزنم به بدن و ساعاتی رو خوش باشم با رفقا! پنجشنبه بعد از جشن تولد هم با بچه هاي بالا تا ساعت 4 صبح داشتم واليبال بازي ميكردم.منم كه بازيكن غيرتي!دهنم سرويس شد از خستگي. جاتون خالی دیروز هم بعد از مدت ها با یکی از پسرعموها رفتم ورزشگاه و بازی فجر سپاسی و ملوان رو از نزدیک نگاه کردم.یعنی خنده بازاری بود بین تماشاگرها.به این نتیجه رسیدم که ماهی یک بار رو برم ورزشگاه تا قشنگ روحم شاد بشه! اما بگم از عنوان اين پست و چرا اين نيز بگذرد؟!گاهي اوقات بعضي از اتفاقات يا برخي از حرفا و شنيده ها و ديده ها آدم رو به فكر فرو ميبره.من كم پيش مياد فكر كنم اخبار متفرقه : _ فوتبال مملكتمون كه صاحب نداره!كميته انضباطي ورداشته حكم صادر كرده!2 امتياز كسر از پرسپوليس به خاطر توهين هواداران!اي خاك عالم بر سر كسي كه همچين حكمي داده! _ رييس جديد دانشگاه آزاد هم خيلي سرخوش تشريف داره.گفته شهريه هاي دانشگاه رو كم ميكنيم!خب برادر من چرا از خودت حرفي ميزني كه 100 سال ديگه هم نه تنها تو بلكه بزرگ تر از تو هم نميتونه انجامش بده! _ مثل اينكه آمارهاي جديد هم نشون ميده كه ميزان آلودگي خليج فارس بيشتر از 46 برابر حد مجازه!نميدونم چي بگم جز اينكه به خدا خليج فارس مال همه ما ايراني ها هست پس بيايد بيشتر حواسمون رو جمع كنيم!
پ.ن1 : پر از ياد توام،پر از خاطره ... چشام هرشب از،نبودت پره اگه قلب من،واســـت ميزنه ... اگه بي چشات،دلم ميشكنه (آهنگ جديد"امين رستمي" به نام "خداحافظ تو" كه غم صداشو دوست دارم.) پ.ن2 : بزرگ ترین خوشبختی آرامش فکر است.(متاسفانه اين روزها اصلا احساس خوشبختي نميكنم!!) پ.ن3 : شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت. پ.ن4 : نريد ادامه مطلب.كاملا حرفايي هست بين من و دلم!قرار هم نيست كسي بخونتش پس اصرار نفرماييد! هميشه از 5روز بعد از 13 فروردين يعني تا 19 فروردين متنفر و بيزار بودم سلام.سال نو همه مبارك.اميدوارم تعطيلات به همه خوش گذشته باشه و كلا سال خوبي رو شروع كرده باشين. جاتون خالي آب و هواي شيراز اين هفته دانشگاه رو پيچوندم و شيراز موندم تا بيشتر از اين آب و هوا لذت ببرم.البته زشت هم بود اگه مثله بچه مدرسه اي ها ميرفتم سر كلاس. اما بگم از تعطيلات!از لحاظ جمع فاميلي كه يكي از بدترين عيدها بود آخه به صورت متناوب 13 روز عيد رو فاميل پدري در سفر كربلا بودن و قرار بود ما هم بريم كه متاسفانه اسم همه عموها و عمه ها دراومد به جز خانواده ما دهم عيد هم به همت سعيد عزيز كه درحال حاضر بهترين رفيق من حساب ميشه 2تا از بروبچ قديم رو ديدم و يك بعداز ظهر باروني رو باهاشون گذروندم و كلي خنديديم.مرور خاطرات اونم بعد از 2-3 سال هميشه لذت بخشه همه برنامه هاي نوروزي يك طرف كلاه قرمزي و به خصوص آقوي همساده يك طرف!خيلي شادم كرد.واقعا موجود جالبي بود و به خوبي سرخوش بودن شيرازي ها رو نشون داد البته لاف زياد ميزد كه شيرازي ها اينجور نيستن! اخبار متفرقه (بخش جديدي كه اگه خبر دم دستم باشه به وبم اضافه كردم در سال جديد!!!به هر صورت نوآوريه ديگه!) : _ به سلامتي بهرام رادان هم خواننده شد! _ امشبم كه بارسلونا – ميلان بازي دارن و بازار كري خوني بين رفقا داغه!ما كه طرفدار بارسا هستيم و از پيروزيش مطمئنيم! _ استقلال هم كه آبرومون رو برد و تو آزادي باخت به اين اماراتي ها! پ.ن 1 : عاشقه اينم كه همش به ساعتم نگاه كنم ... قلبمو بي قرار تو لحظه رو چشم به راه كنم (آهنگ "بوي عيد" با صداي بروبچ ""7th band كه من كاراشون رو دوست دارم.) پ.ن 2 : بي دلي هم عالمي داره ، كاش هيچ وقت دلي نداشتيم تا نشكنه ، نسوزه و تنگ نشه! بعدا نوشت : این آهنگ وبم عجیب حس و حال این روزهامه.چقدر صدای علی لهراسبی رو دوست دارم.تو عمرم یک بار رفتم کنسرت اونم کنسرت علی لهراسبی بوده.صداش و کارهاش همیشه به دلم میشینه.(آهنگ جدید علی لهراسبی به نام ضربان.) بعضي وقت ها آدما الماس تو دست دارن ، بعد چشمشون به يه گردو ميفته ، دولا ميشن تا گردو رو بردارن ، الماس ميفته تو شيب زمين ، قل ميخوره و تو عمق چاهي فرو ميره ، چي ميمونه؟!يه آدمو ، يه دهن باز ، يه گردوي پوك و يه دنيا حسرت _ خدايا سال جديد كمك كن ما از اين آدم هاي دهن باز حسرت به دل نباشيم. ___________________________ طراوت بهار را لبخند زيباي گل معنا مي بخشد...پس بخند ، بهار نزديك است. شنيده و ديده بودم كه خرگوش سريع هست اما يقينا سال خرگوش سريعتر از خود خرگوش جلو رفت و در حال تمام شدن هست لااقل واسه من اينجوري بود. سلام. سال 90 كلا سال عجيبي بود واسه من.شروعش كه با فوت و مراسم باباجون يك ماهي هم ميشد كه به اينجا سر نزده بودم.آخه يه مدتش تهران بودم و طبق معمول اهل كافي نت رفتن نيستم هفته پيش به اينكه ميگن دنيا خيلي كوچيكه كاملا اعتقاد پيدا كردم!تهران توي صف پمپ بنزين بودم و به يكي از رفقا كه 2 سالي ميشد نديده بودمش زنگ زدم كه احوالي بپرسم بعد از احوالپرسي سوال كرد كجايي و گفتم تهران-فلان پمپ بنزين سريع گفت چه جالب خونه ما خيابون پاييني پمپ بنزينه و پاشو بيا پيشم كه تنها هستم خلاصه رفتم خونشون و بعد از 2 سال با يكي از بچه هاي گل قديمي چند ساعتي رو گذروندم و خاطرات رو مرور كرديم.خيلي خوب بود و واقعا خدا حال داد بهم. بد نيست يكي از خاطرات جالبي كه ياد كرديم ازش رو بگم.17 آذر سال 1387(تاريخ دقيقشو يادمه آخه به خاطر اينكه روز فوق العاده خاطره انگيزي بود_علاوه بر اين اتفاق يكي ديگه از مهم ترين اتفاقات زندگيمم به همت همين رفيقم رقم خورد كه چون راضي نبود كسي بفهمه بهش اشاره نميكنم!_ تو گوشيم ثبتش كردم)همين رفيقمون دم غروب اومد دم در خونه ما تا يه جزوه بگيره و بره كپي كنه و بياد.منم با يك استيل خلافي اين هفته هم كه درگير خونه تكوني بودم شديد!اول از همه اتاق خودم كه بالاي 6-7 ساعت وقتمو گرفت و خرد شدم زير اين همه فشار كار بعدشم شست و شوي ماشين و حياط ، گردگيري كتابخونه و كتاب هاش ، شستن قاليچه و... . واقعا چقدر من زرنگ و كاري هستم! این مدت که نبودم انگار یکسری از بچه ها متاسفانه رفتن پ.ن 1 : با كدوم خاطــره درگير شده ... كه دل جوونه تـــو پير شده خنده از روي لبات پر كشيده ... تو چشات دنيا به آخر رسيده (آهنگ "سكوتتو بشكن" با صداي "شهاب رمضان" كه من صداشو خيلي مي پسندم.) پ.ن 2 : عشق چيز عجيبي نيست ، همين است كه تو دلت بگيرد و من نفسم... پ.ن 3 : هوا گرفته بود ، باران مي باريد ، كودكي با نصور كودكانه خود رو به آسمان كرد و گفت :خدايا گريه نكن درست ميشه!ما آدما يه روزي بنده خوبي ميشيم... پ.ن 4 : پيشاپيش سال نو و فرا رسيدن عيد رو به همه عزيزاني كه به بنده حقير سر ميزنن تبريك ميگم وآروز ميكنم سالي پر از شادي و موفقيت روزافزون باشه سال 91 براي همه شما.لحظه تحويل سال منو هم از دعاي خيرتون بي نصيب نذاريد. پ.ن 5 : ای اجابت کننده هر دعا ! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوه غیبت از دل ها بر خیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. اللهم عجل لوليك الفرج بعدا نوشت : وجدانی این بلاگفا و سایر وبها قاطی دارن!!! ترنم یه بار شد واست نظر بدم اما حالا هرکاری میکنم نظراتم ثبت نمیشه خب من چی کار کنم؟!!!! * ضد گلوله _ كارگردان:مصطفي كيايي خب يه فيلم دفاع مقدس طنز كه مهدي هاشمي واقعا خوب بازي ميكنه و ديدنش نسبت به خيلي ديگه از فيلم ها ارزش داره. * پل چوبي _ كارگردان :مهدي كرم پور يه فيلم پر از اشكالات فني و هنري كه هيچ پيام خاصي هم نداره اما من دوستش داشتم شايد به خاطر ديالوگ هاي قشنگي كه داشت. * خوابم مي آد _ كارگردان:رضا عطاران كمدي ركيك و سخيف!!!واقعا شوخي هاي بالاي 18 سال توش زياده!و در ضمن نه سر داره و نه ته!اما خب خنده داره به خصوص با بازي اكبر عبدي كه مادر رضا عطاران هست. * ملكه _ كارگردان:محمدعلي باشه آهنگر فيلم دفاع مقدسي كه من هيچي ازش نفهميدم و واقعا از نظر من خيلي بد بود و موندم چجوري در 13 بخش كانديد جايزه شده بود؟!!!بعدشم بيش از 2 ساعت فيلم بود پر از پلان هاي بيخود. * در انتظار معجزه _ كارگردان:رسول صدرعاملي از كارگردان اين فيلم با كارنامه نسبتا درخشان قبليش تعجب ميكنم!واقعا فيلم بدي بود.اصلا فيلم نبود.فقط همين كه امام رضا يه بچه رو شفا ميده قصه فيلم بود كه سعي شده بود فيلم بشه اما نمره صفرهم زياده واسه اين فيلم كوتاه!! * بي خداحافظي _ كارگردان:احمد اميني از رضا صادقي تعجب ميكنم كه چرا توي اين فيلم بازي كرده؟!!اين فيلم يعني زندگينامه رضا صادقيه ولي خيلي ضعيف ساخته شده و تنها نكته مثبتش صداي رضا صادقيه كه چندتا آهنگ ميخونه! * تلفن همراه رييس جمهور _ كارگردان:علي عطشاني من خوشم نيومد چرا كه اولا قصه اصلي داستان غيرقابل باورهست و دوما حالا كه همچين موضوعي انتخاب شده ميتونست خيلي بهتر ساخته و پرداخته بشه اما بازم بازي خوب مهدي هاشمي لااقل فيلم رو قابل تحمل كرد.هرچند كه به خاطر لهجه داشتن خانواده اصلي قصه سخت ميشد فهميد چي ميگن!!! * راه بهشت _ كارگردان:مهدي صباغ زاده يك فيلم تاريخي كه به زمان پيغمبر و زندگي يكي از اصحاب ايشون(كه حالا من اسمشو يادم نمياد!!)پرداخته كه خب ساده بود و يك بار ديدنش ضرر نداشت!! * يك عاشقانه ساده _ كارگردان:سامان مقدم از اسم فيلم پيداست.يك فيلم پر از عشق و عاشقي اونم خيلي ساده!فيلم خوبيه چون اعصاب خرد كن نيست!بازي احمد مهران فرهم كه مثله هميشه عاليه. * گيرنده _ كارگردان:مهرداد غفارزاده حرف نزنم بهتره!اين همه جايزه در بخش فيلم اول هم برد اما اصلا حضورش توي جشنواره و ساخته شدنش واسه من سواله؟!هيچي نداره اين فيلم و معلوم نيست هدفش از ساخته شدن چي بوده!بازم خدا رو شكر كه به خاطر ترافيك اول فيلم رو نديدم. * بوسيدن روي ماه _ كارگردان:همايون اسعديان نمرديم و بالاخره يه فيلم زيبا و قشنگ ديديم!!دست گل اسعديان درد نكنه كه بعد از طلا و مس اين فيلم دلنشين رو ساخت.انصافا ساده ، زيبا و با بازي هاي روان. * نارنجي پوش _ كارگردان:داريوش مهرجويي فكر كنم دوره داريوش مهرجويي تموم شده.يكي از اعصاب خردكن ترين فيلم هايي كه ديدم!به خصوص با بازي مصنوعي حامد بهداد.از نظر من خيلي فيلمه بدي بود.شايد تنها نكته اش آخرش بود كه نرفتن خارج!همين. * روزهاي زندگي _ كارگردان :پرويز شيخ طادي بهترين فيلم جشنواره.يك فيلم دفاع مقدس كه عالي ساخته شده و بازيگرها فوق العاده بازي كردن.ديدم و لذت بردم.فيلم دردناك اما پر از واقعيت هاي جنگ.دست كارگردان و عوامل فيلم درد نكنه. * گشت ارشاد _ كارگردان:پرويز سهيلي يك فيلم كمدي قشنگ.فرخ نژاد خيلي خوب بازي ميكنه.البته درسته كه مثل اكثر فيلم هاي ايراني خوب شروع ميشه و بعدش ريتمش كند ميشه و آخرشم جالب تموم نميشه اما فيلم خوبيه. خب اين از كارها و حرفاي فرهنگي-هنري!اما برم بگم از سياست.البته اصلا سياسي نميخوام حرف بزنم چون وبم فارغ از اين مسائل هست اما چند روز اخير چيزهايي ديدم كه بايد اينجا حرفمو بزنم. 22بهمن امسال مثل هميشه با راهپيمايي باشكوه مردم گذشت اما بعد از فرهنگ و سياست از خودم بگم ديروز بعد از مدت ها داشتم كليپ جشن فارغ التحصيلي از دانشگاه دوره ليسانس رو نگاه ميكردم به دوران كودكي برگشتم و 2-3تا انيميشن خوب دنيا رو هم اين چندروز نگاه كردم پ.ن 1 : اي آدمك كوكي ، صبح شد كه بيدار شي مثل همه عمرت ، تكرار شي و تكرار شي (آهنگ جديد "تكرار" با صداي "سياوش قميشي") پ.ن 2 : اگر مردم دنیا به خاطر چیزی که هستی از تو نفرت داشته باشند بهتر است تا به خاطر چیزی که نیستی دوستت داشته باشند. پ.ن 3 : خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک...جالب اینجاست تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی. ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام. اضافه نوشت : چرا بلاگفا قاطی کرده؟!!وقتی میخوای نظر بدی یا میزنه امکان درج تبلیغات وجود ندارد یا اون کد امنیتی(همون عددهای پایینی)رو نشون نمیده!!در ضمن سرکارخانم ترنم جون گودی من ۳روز هست میام وبت نظر بدم اما نمیشه.چرا؟!! سلام. اينجانب محمدرضا معروف به سلطان از ارازل و اوباش شرور بلاگفا داشتم ميگفتم آشپزي خيلي حال ميده.واقعا شيرينه و من يكي كه از درست كردن غذا نهايت لذت رو ميبرم البته يه موردش اشكال داره و اونم اينكه كلي زحمت ميكشي تا در عرض نيم ساعت همه زحماتت خورده بشه! شوخي شوخي يك ترم كارشناسي ارشد رو هم گذروندم خدا رو شكر امسال چندين بار تبريز و تهران بارش برف رو ديدم ديدن دوستان قديمي بعد از مدت ها هم درست مثل آشپزي خيلي لذت بخشه تا يادم نرفته برد شيرين و دلچسب پرسپوليس رو در برابر اس دق لال سوراخ تبريك ميگم!10 نفره توي 10 دقيقه اونم در دهه فجر 3 تا گل زديم رفت پي كارش پ.ن 1 : اين حس قشنگ رو مديون تو هستم ... تا با مني و من از عشقه تو مستم (آهنگ "با تو هستم" با صداي "امير يگانه") پ.ن 2 : دست از پا خطا کنی تعویض میشوی، همین حوالی کسی شبیه توست! پ.ن 3 : کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت:دریا، دزد کفش های من. مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت : دریا سخاوتمند ترین سفره ی هستی. امواج آمد و جملات را با خود شست نتيجه اخلاقي : حرفهای دیگران را در خود حل کن تا دریایی بماني... پ.ن 4 : بیاموزیم که اگر ستاره نیستیم ، ابر هم نباشیم که جلوی درخشش ستاره را بگیریم پ.ن 5 : این روزا بیشتر آدمها پینوکیو هستن؛ با این تفاوت که نه دماغشون دراز میشه نه آدم میشن ببخشيد كه اين پستم يه كوچولو طولاني شد و در آخر جمله اي زيبا از دكتر علي شريعتي: خانه ی دلت را از شیشه بساز اما به سنگها بگو دلم از فولادست... بعدا نوشت : ۱-دوستان و عزیزان من شیرازی هستم و یقینا از برد فجرسپاسی در برابر پرسپولیس خوشحالم و اول طرفدار فجرم بعد پرسپولیس پس شلوغش نکنید ۲-به همت پسرعمو ۲تا از فیلم های جشنواره فجر رو رفتم و دیدم."ضد گلوله" و "پل چوبی".که اولی طنز بود و واسه خنده بد نبود اما فیلمه دومی خیلی به دلم نشست.هر چند امشب فراستی در برنامه هفت به صورت شدید و از نظر هنری و سینمایی فیلم پل چوبی رو رد کرد و منم نقدهای مسعود فراستی رو کاملا قبول دارم اما از فیلمه با همه ضعف های هنری(که یقینا من چیزی سرم نمیشه!)که داشت خوشم اومد.شاید دلیل اصلیش دیالوگ هایی بود که دوست داشتم و واقعا به فکر فرو بردم.به خصوص یه سکانس فیلم بهرام رادان یه دیالوگ گفت بدین مضمون(چون دقیقشو یادم نیست!) که : گاهی از آرزوهامون چنان فاصله میگیریم که خاک میشینه روی آرزوهامون و احتیاج به یک معجزه است واسه رسیدن بهشون اما مهم تر از معجزه،امید به معجزه است.... ۳-حالا دیدین این پست من طولانی شد؟!! میدونم خدا نزدیک ترین فرد به آدمه(البته اگه منه غوره آدم حساب بشم آخه کجای زندگیمو اشتباه رفتم که همچین حسی دارم خدایا میدونم بنده گناهکارتم اما منو دریاب یا به قول بزرگی: خدایا هرگز نگویمت که دستم را بگیر!عمریست گرفته ای!رهایم مکن! اما برم سراغ گفتن خاطراتم در دفتر مجازی زندگیم. از فرصت قبل از امتحانات استفاده کردم و مدتیه شیرازم.جاتون خالی ۳ روز آخر هفته گذشته بارون اومد در حد تیم ملی حالا یعنی اومدم شیراز که بشینم درس بخونم ولی تا حالا همه وقتم رو به فوتبال-والیبال یا خیابون گردی گذروندم عزیزی به صورت خصوصی واسم نظر داده وبت رو که خوندم کاملا درکت کردم که بهت خیانت شده دلم هوای رفقای دانشگاه رو کرده!بعد از اینکه ۲-۳ تاشون رفتن سربازی و یکی دوتاشونم رفتن سرکار و منم که یعنی رفتم دنبال درس بیش از یک ماه میشه که ندیدمشون الان چندین هفته میشه که ۵شنبه ها همه فامیل پدری منزل ما جمع میشن(بعد از فوت بابابزرگم پدر من شدن بزرگ فامیل.)چقدر این جمع خانوادگی رو دوست دارم قصد داشتم از عزیزی بگم که در پستهای قبلی ازش تعریف کردم اما واقعا نمیدونم چی بگم ازش چون زبانم قاصره از گفتن خوبی هاش. پ.ن ۱ : منم / قید همه رو به خاطر تو زدم ... که دیگه دل به کسی جز تو ندم اینو بدون عاشق تو منــــــــــــــــــــــم (آلبوم جدید"تصمیم" با صدای "علی لهراسبی" و آهنگ "خوب فکر کن".آلبوم محشریه چون که اسم "شادمهر عقیلی" توی آلبومش هست و صدای خود "لهراسبی" هم که عالیه.) پ.ن ۲ : هیچ وقت شک هایت را باور مکن و به باورهایت شک نکن... پ.ن ۳ : گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ، ناخودآگاه لبخندی روی لبانم مینشاند...دوست می دارم این لبخندهای بیگاه را...و آن بعضی ها را...! خاص نوشت : فکر نکن یادم نبود!کاملا یادم بودامامیدونی که کلا متفاوتم پس الان اومدم که بگم: با تاخیر تولدت مبارک. خیلی وقت میشد که این موقع شب نیومده بودم نت! شب یلدا رو تهران تنها بودم! ۲هفته پیش که اومدم شیراز در یک اقدام جنجالی و خفت بار اتصال تلفن مودم ADSL رو با قدرت زدم به برق و سوزوندمش!! بعدش که مودم جدید گرفتیم دیگه رفتم تهران تا ۵شنبه که اومدم اما شدم مثله این معتادها که ترک میکنن!نه اینکه ۱۰-۱۲ روز نمیرم نت وقتی هم دسترسی بهش دارم خیلی حسش نمیاد که بیام نت! امروز یعنی دیروز مادرم هم یک حرکت عجیبی کرد!به ناگاه گفت محمدرضا تو قصد ازدواج نداری؟!! همون طور که گفتم شب خوبی نیست بعد مدت ها ۶-۷ تا فیلم خوب روز دنیا رو نگاه کردم و حالشو بردم!به خصوص ۲ تا فیلمه "Fast Five" و "Killer Elite" پ.ن ۱ : درست وقتی که لبخندتو دیدم ... همون لحظه به آرزوم رسیدم بــذار دنیامــو پای تو بــریزم ... بــذار حس کنــم اینجایی عــزیزم (آهنگ دلنشین "عشق بی نظیر" با صدای محشر "بهنام صفوی") پ.ن ۲ : ایـــن روز هـــا دلگرمـــی مــــی خـــواهم...وگـــر نـــه چیــزی که زیـــاد است، ســرگرمی! پ.ن ۳ : فکرشو بکن اگه بابات میتونست فکرتو بخونه اون موقع هر ۵ دقیقه یه چک آبدار میخوردی!!(واسه خنده خودم گفتم تا حالم عوض شه!! دوباره از فردا باید برم دنبال درس و زندگیم.دوباره تهران و دود و آلودگی.دوباره تبریز و کار و سرما.دوباره جاده و دوباره... بازم شرمنده دوستانی که سر میزدن و جوابی از من نمیدیدن دوستان کنجکاو از جنسیت شخصیتی که در پست قبلی ازش گفتم سوال پرسیدن پ.ن ۱ : هنوزم گل های تازه توی گلدونت میذارم ... هنوزم تو خواب و رویا سر رو شونه هات میذارم (آهنگ "قاصدک" که "مازیار فلاحی" در سریال "جاودانگی" بسیار زیبا خوندتش) پ.ن ۲ : زمان هیچ وقت دردی را دوا نمی کند!این ما هستیم که به مرور به "درد" عادت میکنیم!
و خيلي سريع با بقيه جور ميشم و بقيه هم راحت ميتونن با من جور شن اما اگه يه جا احساس كنم كه حضورم اضافيه و برخوردهاي سردي ببينم به همون راحتي كه گرم ميگيرم خيلي ساده بيخيال ميشم.از برخورد سرد بدم مياد
.بايد از چندتا از دوستان و عزيزاني كه الان تو زندگيم هستن همين جوري خداحافظي كنم پس خداحافظ.![]()
![]()
هستم.از بودن در كنارشون لذت ميبرم.خدايا شكرت به خاطر داشتن همچين خانواده گرم و صميمي.![]()
!!)با اينكه از من بعيد بود اما تا خود قله رفتم!عجب صفايي داشت.بعدشم توي پارك روبه روي خونه مامان بزرگم كه جديدا درست شده بعد از سال ها فوتبال(گل كوچيك)زديم با پسرعموها.![]()
![]()
(از این به بعد تمام پست های این وبلاگ ادامه مطلب رمز دار خواهد داشت
)البته زیاد فکر نکنید چی میتونه دلیل اشک ریختنم باشه که فکر زیاد آدمو کچل میکنه!![]()
بحث عشقی هم نیست و من کسی نیستم که شکست عشقی بخورم![]()
![]()
که جا داره همین جا شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)رو به همه عاشقان اهل بیت تسلیت بگم.جای همه خالی چند شب اخیر حسینیه و هیئتمون(که به اسم عاشقان ثامن الائمه هست و یه روز به طور مفصل دربارش حرف خواهم زد!)مراسم داشتیم و امشب شب آخرش هست.بعد از برنامه هم با رفقا جمع میشیم و تا خود صبح والیبال بازی میکنیم!!![]()
![]()
از شکست بازسلونا تو لیگ اسپانیا و حذف شدنش در اروپا تا شکست های پی در پی پرسپولیس و باخت تیم شهرمون فجر
البته شکست های بارسلونا باعث شد کسانی بهم اس ام اس بدن که کلا فراموشم کرده بودن اما به هر صورت پیداشون شد
و جالب اینکه دیشب که رئال باخت و حذف شد گوشی همشون خاموش بود!اصلا جنبه باختشون منو کشته
به سلامتی پرسپولیس گل سوم هم خورد!!نره دسته ۲ خوبه!!وای گل چهارم![]()
من موافقم باهاش.شما چطور؟!!![]()
ادامه مطلب
!دوشنبه شب از شيراز راه افتادم به سمت تهران و 3شنبه و 4شنبه از 9 صبح تا 7 عصر سر كلاس بودم!بعد از يك ماه خوردن و خوابيدن انصافا سر كلاس رفتن خسته كننده ميشه واسه آدم
!قصد نداشتم اين هفته برگردم شيراز و ميخواستم تهران بمونم آخه واقعا سفر با اتوبوس اعصاب فولادي ميخواد و جسم ورزشكاري كه خوشبختانه من هيچ كدومشو ندارم
و خسته شدم از اين همه رفت و آمد.اما رفقا زنگ زدن كه پاشو بيا كه 2 تا مجلس انس و الفت برپاست و حضورت الزامي!خلاصه چهارشنبه هم زدم راه و پنجشنبه شيراز بودم.![]()
![]()
![]()
خدا رو شکر فجر بازی رو ۲-۰ برد![]()
اما اين بار مجبور به فكر كردن شدم
.فكر به اينكه ما آدما چي از دنيا ميخواهيم؟چرا اينقدر زمانه عوض شده و كارها و چيزهايي كه زمان پدر و مادر ما ضد ارزش بودن حالا تبديل شدن به ارزش اصلي جامعه؟
و برعكس يعني ارزش هاي اون زمان ديگه مفهومي نداره و حتي ضد ارزش شده تو اين دوره!فكرم به جايي قد نداد و فقط به اين نتيجه رسيدم كه اين دوره هم ميگذره و نسل جديد ارزش هاي جديد رو با خودش مياره اما از يه چي كاملا مطمئنم و اونم اينه كه 100 درصد ارزش هاي قديم ارزشمندتر از چيزهايي بوده كه الان تو جامعه شده ارزش البته اگر به اين ها بشه گفت ارزش.ديروز دلم سوخت از ديدن كارهايي كه شايد واسه من مفهوم نداره و واسه خيلي ها عادي شده اين روزها!از طرفي هم خدا رو شكر كردم كه تربيت خانوادگي من طوري بوده كه كلا تو خط همچين كارها و رفتارهايي نبودم.پس فقط ميگم اين نيز بگذرد و اميدوارم اين گذر دوره لااقل رو من يكي اثر نذاره!![]()
ادامه مطلب
.از كودكي كه ميرفتم مدرسه تا الاني كه واسه خودم مردي شدم
و دانشجو هستم!نميدونم يه حس بدي بهم دست ميده اين چند روز.رفتن به مدرسه و دانشگاه ، تموم شدن تعطيلات ، كم شدن دوره هم بودن فاميل ، برگشتن فاميل به شهرشون و ... .5روز زمان ميبره تا خودم رو با حالتي كه قبل از عيد بوده يعني شرايط معمولي زندگي سازگار كنم!!![]()
![]()
.واقعا بهشتيه واسه خودش.فقط يه اشكال كوچولو واسه من داره و اونم اينه كه خواب بعد از ظهر
(كه من ازش متنفرم چون وقتي بيدار ميشم دم غروب هست و يه حس و حال بد همراه با دلتنگي پيدا ميكنم!!)تا حدودي اجباري ميشه اينجا!ميدونين شيرازي ها تنبل نيستن و اين هوا مي طلبه كه آدم يه چرتي بزنه!![]()
![]()
!البته مادرم به همراه خاله هام در حال حاضر در كربلا به سر ميبرن!بنابراين كمتر از هر سال جمع فاميل جمع بود!اما 2تا سفر خاطره انگيز داشتم
.اولي يك سفر يك روزه به يكي از شهرهاي نزديك شيراز(كازرون)كه به صورت مجردي همراه با پسرخاله ها و دايي از فرنگ برگشتمون انجام شد و آي خنديديم
و سفر دوم هم كه همراه با برادر و خواهرام 2روز رفتيم بوشهر و از زيبايي هاي خليج هميشگي فارس لذت برديم.خلاصه اين عيدم گذشت و به هر صورت سالي ديگر آغاز شده كه آرزو ميكنم سال خوبي واسه من باشه و لااقل مثله سال 90 تا حدودي پربار باشه واسم نه مثل سال 89 مزخرف باشه و فقط بگذره!
.اون روز فهميدم شوخي شوخي خيلي پير شدم!![]()
![]()
![]()
(مرحوم پدربزرگ بزرگوارم) شروع شد و عيد نداشتيم.بعدش 2-3 ماه از عمرم رو تبريز گذروندم و معني واقعي كار و زندگي رو ياد گرفتم
.از اول مهر كه يهو تصميم گرفتم درس رو ادامه بدم و دوره كارشناسي ارشدم شروع شد و از اون موقع تا حالا بين شيراز و تهران در رفت و آمدم و حالا هم ترم 2 هستم
!امروزم كه اولين سالگرد باباجون خدابيامرزم هست و تا ۱-۲ ساعت ديگه بايد برم مسجد.به همين سادگي يك سال ديگه گذشت اما فوق العاده سريع تر از هر سال ديگه اي.
و كلا دسترسي به نت نداشتم و يه مدت هم درگير انتخابات بودم(گفتم به سياست كاري ندارم اما سياست با من كار داره همين جاست ديگه
!!) و اصلا خونه نبودم و خدا رو صدهزار مرتبه شكر ميكنم كه بازم مردم ايران يك حماسه ديگه رو با حضورشون رقم زدن.![]()
![]()
(زير پيراهني و شلوار كردي!)رفتم دم در كه جزوه رو بهش بدم كه اصرار كرد با هم بريم و بيايم و گفت لازم نيست لباسات رو عوض كني و بيا بشين تو ماشين.ماشينشم بنز!!پشت چراغ خطر معالي آباد كه يكي از شلوغ ترين جاهاي شيراز هست اونم مغرب و اول شب بنزين تموم كرد!واي چقدر خنديديم
.من با اون تيپم از بنز پياده شدم و همه انگار جن ديده باشن با تعجب خيره شدن به من.منم انگار نه انگار
با همون قيافه سوار تاكسي شدم و برگشتم خونه و ماشين رو ورداشتم رفتيم بنزين زديم.يادش بخير انگار همين ديروز بود.![]()
![]()
.اما هميشه اتاق تكوني عيد رو دوست داشتم.چيزهايي پيدا ميكنم كه همش خاطره هست واسم.مثلا يك تسبيح خوشكل
كه خريدش خودش آخر خاطره هست.تغيير دكور هم دادم در حد تيم ملي.خريد شب عيد هم رفتم يك صندلي كامپيوتر خفن خريدم كه ديگه راحت 24 ساعته بشينم پشت كامپيوتر!![]()
![]()
![]()
مثل فرناز که شاهین خیلی خوب از رفتنش گفته و یه عده خوشبختانه برگشتن
مثل سحر همون آشنای غریبه ای که نیومده گیر داده به من بیچاره و یه عده هم مثل قبل کم پیدا هستن
درست مثل مجی چش خشنگه یا ملی که اونم چشاش قشنگه و یعنی در نبود من قرار بوده اینجا رو بگردونه!بیایید در سال جدید تا جایی که میتونیم بیشتر با هم باشیم.با هم و برای هم.
مریم بانوی عزیز وبتو که باز میکنه پست آخریت فقط ۳-۴ خط اولشو نشون میده و بقیه اش سیاهه!!نه میتونم بفهمم آخر داستان چی شده نه میتونم نظر واست بدم!!!
مهسا خانم هفت اورنگ وب شومو هم دقیقا همین مشکل رو داره و نمیتونم نظر بدم!!![]()
![]()
و 14تا فيلم امسال رو ديدم.با جمعي از پسرعموها هر شب 2تا فيلم ديديم.اما بگم از فيلم ها:
.اما بعد از راهپيمايي يه عده شروع كردن به فحش دادن يا بدگويي از كساني كه در راهپيمايي شركت كردن!آخه آدم چقدر بايد كم شعور باشه كه همچين كاري كنه.خودتون در راهپيمايي شركت نمي كنيد اشكالي نداره چون اجباري كه در كار نيست اما واقعا پيش خودشون چي فكر مي كنند كه به بقيه توهين ميكنند؟!خب بزرگواران راهپيمايي 22بهمن كه در حمايت از دولت يا شخص خاصي نيست اين راهپيمايي فقط جهت نشان دادن كشور بزرگ با مردم فوق العاده جمهوري اسلامي ايران هست.حضور گشترده مردم به همه دنيا نشون ميده كه كشور ايران با همه عظمتش و به صورت مستقل به راه خودش ادامه ميده.حالا چه آقاي هاشمي چه آقاي خاتمي و چه آقاي احمدي نژاد رييس جمهور باشه اونم با 3تفكر متفاوت.حالا اگه كسي با رييس جمهور مشكل داشته باشه بايد به خيل عظيم مردم كه در راهپيمايي شركت كردن و ايران بزرگ رو به همه نشون دادن توهين كنه؟!!فقط ميشه واسه همچين افرادي تاسف خورد.
!كم كم بايد آماده بشم برم تهران واسه ترم جديد.هرچند كه هنوز انتخاب واحد نكردم چون كارم به مشكل خورده!![]()
.واقعا سرخوش بوديم با رفقا و خنده ها و شادي هامون از ته دل بود.خيلي دلم تنگ شده واسه اون روزا.دوست دارم يه بار ديگه بچه ها رو دور هم جمع ببينم.![]()
.هر چند كه اين انيميشن ها بزرگ و كوچيك نداره و واسه همه رده سني مناسبه اما واقعا چقدر خوب و لذت بخشه دوران كودكي
.طبق معمول آرزوي اكثر انسان ها رو ميكنم ، آرزوي محال برگشت به دوران شيرين كودكي.![]()
!جاتون خالي نهار و شام درست ميكنم درحد تيم ملي به طوري كه حاجي(پدر بزرگوارم) مدام تكرار ميكنه كه موقع زن دادنته
!(آخه نه اينكه من و بابا تهرانيم خلاصه نهار وشاممون هم قضيه داره واسه خودش)
![]()
اعتراف ميكنم كه برگشتم اونم با تغييرات اساسي.(البته این تغییرات ـ قالب وب ـ به خاطر دستور از بچه های بالا بوده!)
.در جريانم هستين كه بزرگترين سرآشپزهاي دنيا مرد هستن
!و فكر كنم این به خاطر دقت در پخت و پز و از طرفي شكم پرستي آقايون باشه.![]()
![]()
!(شكلك خنده واسه اينه كه واقعا واسه خودم مثله يك شوخيه!!)امتحاناتم شكر.شب امتحان ميخوندم و خلاصه واسه پاس كردن مينوشتم.
.تهران برف كه مياد انگار زلزله 10 ريشتري اومده و شرايط خيلي بحراني ميشه
!لا اقل اين 2باري كه من تهران بودم این بحران رو به وضوح دیدم
!اما شيرازم 3 روز آخر هفته پيش بارون اومد عالي...خيلي خوب بود.خيلي خيلي خوب.![]()
.چقدر خدا منو دوست داره كه اين روزها به طرق مختلف بهم حال ميده و لذت هاي شيرين رو در مسير زندگيم قرار ميده!دمت گرم خدا كه بهم ثابت كردي هنوزم دوستم داري و ازت دور نيستم...![]()
!فقط موندم چرا دوستاني كه بعد از بردهاي قبل اس دق لال بسكه اس ام اس زدن گوشيشون داغون شد بعد از اين باخت همه با هم گوشي هاشون خاموش شد؟!
جنبه باخت داشته باشين خب!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!)اما کاملا در وجود خودم حس میکنم که با اشتباهاتم هر روز دارم دورتر میشم از خدا...![]()
؟!تو این ۲۳ سال این سومین مرتبه است که این حس مزخرف اما درست اومده سراغم!دوبار قبلی علتش رو فهمیدم و باز سعی کردم به خدای مهربون نزدیک بشم اما این بار این حس خیلی شدیده و من موندم که چی کار کنم!![]()
![]()
![]()
اصلا صفایی داشت این بارون واسه ما شیرازی ها.
جمعه هم باید برگردم تهران که شنبه امتحان داریم!خلاصه خدا به خیر کنه![]()
و شکست عشقی خوردی
و داغونی
و خلاصه اظهار همدردی کرده!
نمیدونم به شوخی گفته یا جدی؟!خودشم معرفی نکرده و آدرسی نذاشته که برم ببینم از کدوم حرف و پست من به همچین نتیجه ای رسیده؟!!
اما با اینکه میدونم همه شما منو میشناسین اما جا داره که بگم من کلا خصوصیاتی دارم که اگه کسی به من دل ببنده دیگه هیچ جوری نمیتونه بهم خیانت کنه و به اصطلاح شکست عشقیم بده!![]()
در جریان هستین که دل کندن از من سخته!
(به این میگن اعتماد به نفس کامل البته بیشتر از نوع کاذبش
)
آخ که چه گروه اراذلی بودیم!
حالا ایشاللو فرصت بشه باز جمع میشیم دورهم چون قرارمون اینه که تا آخرش با هم باشیم.
یک جمع صمیمی و یکدست.
هر ۵شنبه واسم میشه خاطره هر چند که معمولا یک هفته درمیون من شیراز نبودم!خدایا این جمع خانوادگی مارو هم مثل همیشه یکدست و پشتیبان هم و سالم نگه دار.![]()
روز به روز بیشتر از قبل دارم به صفات فوق العاده خوبش پی میبرم و خدا رو شکر میکنم به خاطر حضورش در زندگی این روزهای من.![]()
![]()
![]()
![]()
سلام.
خوابم نبرد و گفتم چرا نیام یه سر به وبم بزنم؟!!باز هم تشکر از همه عزیزانی که به من سر میزنن با اینکه میدونن نیستم!![]()
واسه اینکه تنهایی افسرده ام نکنه یک جشن کوچولو اما پرخرج تک نفره واسه خودم گرفتم
جای همه شما خالی.![]()
![]()
و من اینجور
شدم!!حالا هر چی میگفتم حاج خانم بیخیال مگه ول میکرد؟!!
مدام میگفت اگر کسی رو در نظر داری تا بریم خواستگاری!!خلاصه نمیدونم چی شده بود که گیر داده بود به من!![]()
!یعنی واسه من نیست.چراش بماند اما مدتی بود که شب بیدار نمیموندم و مثل آدم میخوابیدم(البته ساعت۲-۳ شب
)اما امشب خوابم نمیاد و این بیداری منو یاد خاطراتم میندازه
بیخیال.![]()
![]()
)
کلا سال ۹۰ عجیب داره واسم تند میگذره...۹ماه گذشت ، به همین سادگی.
![]()
واقعا دهه اول محرم رو لحظه ای خونه نبودم مگر واسه خواب!!!اونم ۲-۳ ساعت.
تلاش میکنم قبل از رفتن به تهران و دوباره دوری از نت به بروبچ گل سر بزنم.اون وقت خداحافظی که میکنم شاهین میگه خز شده خداحافظی های تو
!!!!آخه این بودن نصفه و نیمه من چه سودی داره؟!!!
اما چه میشه کرد که نمیشه از اینجا دل کند!![]()
جنسیت مهم نیست.حالا من بگم مذکر هست یا مونث!!!مهم بودنشه که انگیزه من رو چند برابر کرده.![]()
| Design By : Pichak |


